وسطِ زنگ ادبیات
وقتی وسطِ زنگ ادبیات، مدرسه مجازیصدای رعد وبرق وشنیدم و بوی بارون به مشامم خوردخیلی خودکار رفتم سمت دفترم تا توی روزای نارنجی یه متنِ بنفش بنویسم✌️اگه صبح، چشاتو باز کردی و نورِ خورشید از لابه لای پرده، صورتتو روشن کرد☀️بدون ک پاییز نشدهحتی اگه وسطِ آبان بودی.پاییز شدن که به تقویم نیستپاییز یعنی با ...
وقتی تو باشی
قلم نرگس متن های به رنگ بنفش وقتی تو باشی وقتی تو باشی، آرزویی در قلبم نمی ماند.وقتی تو عشقم باشی، زندگی برایم معنی دار می شود. وقتی تو عزیزدلم باشی، تو را در کنج ترین گوشه ی قلبم قایم می کنم تا برایم بمانیتو، پاکی، به رنگ آبی آسمان. پس تو را هیچوقت از زندگی ام پاک نمی کنم. می خواهم با مدادرنگی هایم...
دویست روزِ پیش ویادته؟
دویست روزِ پیش ویادته؟یک روزِ سردِ زمستونی، که نفس کشیدنمونم مشخص میشد‌؛و توی دستامون "ها" می کردیم تا یه ذره گرم شیم. همون شبی که آسمون قرمز شده بود وخبر از یه برفِ قشنگ ومیداد. آره همون شبی که عشقت تو قلبم جوونه زد. مگه زمستون همه ی درختا لخت نمیشن و برف میشه لباس عروسشون؟مگه زمستون همون فصلی نیست...
❄️یه شب برفی❄️
قلم نرگس متن های به رنگ بنفش ❄️یه شب برفی❄️ ❄️یه شب برفی❄️ستاره ها خوابیده بودن⭐️ وآسمون آبیدیگه آبی نبود...رنگ خون توی رگای تو بود،آره قرمز شده بود❤️برف میومدولی تو نبودیقرارامون سر جاش بود ولی تو نبودی:(نیمکتی که همیشه روی اون می نشستیم بود،اما من تنهایی می رفتم سر قرار و با خودم حرف می زدم ولی یه...
من همان
من همان نرگسِ پر تحرک که لحظه ای سکوت نمی کردم،حالا پر از حرفم ولی سکوت راترجیح می دهم...من همان نرگسِ شجاعی هستم که برای با تو بودن کلی ریسک کردم ولی الان از سایه دیوار هم میترسممن همانی ام که درگذشته آهنگی را که برایم می خواندی ورد زبانم بود،ولی حال،اسم تو را زمزمه می کنم تا شاید صدایم را بشنوی☹️ ...
سربازی
قلم نرگس متن های به رنگ بنفش سربازی سربازییک کلمه ی شش حرفی که درتمام حرف هایش یک دنیا حرف ناگفته وجود دارد. بعدازکلی دوست داشتن ودوست داشته شدن نامه دوری ماامضا شد. امضایی به مدت دوسالدوسال دوری برای اینکه مرد شویکسی نمی داند تو سربازی نرفته هم مرد منیمرد رویاهایم مرد زندگی اممردی که در تمام مدت آر...
با اولین نگاه
با اولین نگاه عشق را درونت جستجو کردم. اولین نگاهی که پر از امیدِ به زندگی بود. صدایت سرشار از آرامش بود. آرامشی که ازهرطرف بخوانم ترجمه اش میشود "تو" در آغوشت به هیچ چیز فکرنمی کنم چون آغوشِ تو بن بستِ تمامِ فکروخیالاتِ من است.... لبخندت را دوست دارم که هررزو به من یادآوری میکند زندگی هنوز زیبایی ه...
یک روز صبح،
قلم نرگس متن های به رنگ بنفش یک روز صبح، یک روز صبح،با صدای جلز و ولز روغن داغ ماهیتابه از خواب میپری.نور پنجره ی اتاق، تخت بهم ریخته ی مان را  روشن کرده و آواز گنجشکانی که در بالکن خانه مان جمع شده اند، به خوبی به گوش میرسد. صدای خنده ی دختروپسر کوچولومون از آشپزخانه بلند میشود، سرحالت میکند، در هم...
باران
قلم نرگس متن های به رنگ بنفش باران باراندر یکی از روزهای پاییزی باران آمد، بارانی ک هرگز فکرش رانمیکردیم، بارانی ک میتوانم با صراحت بگویم تمامی رودها،دریاها و یا سدهایی که سال ها قبل پر از آب بودند ولی طی سالهای اخیر به دلیل کمبود آب از شدت خشکی ترک برداشته بودند با این باران پر از آب شدند.کنار پنجر...
فیلمِ سال نود و هشت
قلم نرگس متن های به رنگ بنفش فیلمِ سال نود و هشت چقدر دوست داشتم نویسنده ی فیلمِ(سال نودوهشت) بودم.و به جای کرونا، عشق را در تیترِ روزنامه ها می نوشتمبه جای ماسک، لبخند برلبانِ مردم دنیا می کاشتم.و چقدر خوب می شد که عشق هم واگیر دار بود وهمه ی ما ناقلِ عشق می شدیم و روزی هزاران نفر در جهان مبتلای به...